|
|
|||||
|
|||||
|
خدا هست
ميگن يه روز ده نفر داشتن توي جنگل ميرفتن. دوتاشون ميفتن توي چاه. تلاش ميكنن كه بيان بالا اما بقيه داد ميزدن كه شما نميتونيد بيخيال شين. يكيشون قبول ميكنه و ميميره. اما اون يكي همچنان تلاش ميكنه در حالي كه بازم بقيه داد ميزدن تو نميتوني. بالاخره ميرسه بالا. همه تعجب ميكنن. تازه ميفهمن كه طرف كر بوده. روي كاغذ مينويسه: دوستان از اينكه منو تشويق كردين تا بيام بالا ممنونم. پس لازمه بعضي وقتا كر بشيم
روزي پادشاهي سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمن از دست داده بود، تصميم گرفت براي خود جانشيني انتخاب کند.
نوشته شده توسط علیرضا و مریم در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 23:9 | لینک ثابت |
اين وزن آواز من است اگر مرا بسيار دوست بداري شايد حس تو صادقانه نباشد
نوشته شده توسط علیرضا و مریم در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 9:20 | لینک ثابت |
نمي خوام از آسمون چيزي برات بيارم عكستو رو قله ي هيماليا بذارم نمي خوام از پشت ابر ماهو واست بچينم فقط تو خواب و رؤيا تو باشي در کنارم مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام تو رويام سوار ابرا بشم تو آرزوي کالم باز با تو تنها بشم من نمي خوام که با شعر حرفمو گفته باشم توي خيالم واسه تو شب يلدا باشم مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام فكر کني که عاشقيم يه حرفه يه کم اگه نباشي آب مي شه ، مثل برفه دلم مي خواد بدوني دلم مث يه درياس به وسعت نگاهت ، عميق و خيس و ژرفه مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام بگم که چشات خود ستارس چشات اگه نباشه ستاره بي اشارس من نمي خوام رو کاغذ فقط نوشته باشم ديدن روي ماهت تولد دوبارس مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام بگم که صد بار واسه تو مردم قد تموم دنيا عاشق و دلسپردم مي خوام خودت حس کني بدون طعم حرفت چه قدر تو قحطي نور ، لحظه ها رو شمردم مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام بهار شه ، من عاشق پاييزم پاييز مي شه عاشق تر واسه تو اشك مي ريزم من نمي خوام عاشقيم مثل بقيه باشه فقط بگم فدات شم ،فقط بگم عزيزم مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام با چشمام بهت بگم ديوونم من دوس دارم بگي که ، نگو ، خودم مي دونم من نمي خوام آخر قصه مونو بدوني من نمي خوام زبوني بگم پيشت مي مونم مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني نمي خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم يا که نشونت بدم عاشقيمو با غصم من نمي خوام که دنيا فقط تو رؤيا باشه از گلاي ارکيده قصري برات بسازم مي خوام برات بميرم شايد که باو کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام داشتنت ،واسه من آسون بشه نعمت با تو بودن ، اينجا فراوون بشه من نمي خوام با خودت ، بگي که نه محاله مريم عاشق من ، شبيه مجنون بشه مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات ، مرگو آسونتر کني من نمي خوام بگم که بباري بارون مياد به خاطر تو چشم گلاي رز خون مياد من نمي خوام فكر کني حرفاي عاشقونم همين جور آسون مي ره ، همين جور آسون مياد مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام که کوه و بشكافمش با تيشه پر سياوشونو ببرمش با ريشه من نمي خوام تو نامه يه قولي داده باشم که مي مونم کنارت حتي پس از هميشه مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني نمي خوام اين نوشته ، کارا رو بدتر کنه پلكاتو سنگين کنه ، اون چشاتو تر کنه من نمي خوام با حرفام يه وقت دلت بلرزه آتيش تصميممو رنگ خاکستر کنه مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام بگي نه ، مي خوام برات بميرم براي اولين بار اجازه نگيرم من نمي خوام فكر کني ، رها مي شم با مردن مرگ منم مي گه که صيد توام اسيرم مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني ديگه دارم مي ميرم ببين چشامو بستم به عشق مردن برات ، تو انتظار نشستم من نمي خوام که قلبي براي من بشكنه من نمي خوام بشكني ، من واسه تو شكستم مي خوام برات بميرم شايد آه باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من واسه ي تو مردم ، اين حرف آخرينه دوس ندارم به جز تو ، کسي اينو ببينه تو توي آسمون باش ، اين جاها جاي تو نيست تو قلب آسموني ، اينجا زير زمينه مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني من نمي خوام گل برام بياريي پرپر کني اين شعر آخريمو يه وقت از بر کني بقيه روزاي طلايي عمر تو يه وقت خدا نكرده با سرزنش سر کني مي خوام برات بميرم شايد که باور کني شايد با برق چشمات مرگو آسونتر کني
نوشته شده توسط علیرضا و مریم در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 23:16 | لینک ثابت |
در اخرين لحظه ديدار به
نوشته شده توسط علیرضا و مریم در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 0:32 | لینک ثابت |
|
فهرست اصلی
پیوندها
عشق من سلام (اسماعیل)
امام حسین (سعیدوکیلی واسماعیل معتمدی ) هرچی می خوای اینجا پیدا میشه گلابتون گیس طلایی میکده دات کام به شکوه عشق (عادل) دو نقطه.. (سهیلا) تپش های عاشقانه ی قلبم (ماهک) ۩۞۩ ღ .•* *•.عاشقانه ترینم .•* *•. ღ ۩۞۩ ♥Love♥ همیشه دوستت دارم عزیزم تنهای تنها (مریم) »ღ«سکوت تنهایی من »ღ« عشق بارانی کتاب عشق و دل نوشته های من (کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک را) کلبه تنهایی من قصه عشق نفس بریده :: قالب وبلاگ بلگفا :: پیوندهای روزانه
امکانات
|
||||
|
کلیه ی حقوق
این وبلاگ توسط |
|||||